بارانِ دلتنگیِ منکاسه یِ چشمم خیس کرددر بیقراری هستم وعقلم گوید" هیس مَرد"امّا در آشوبمببینلبخندم از ریشه،غم استاینجا هوا بارانی و یک چتر و آغوشَت کم است ( سید مصطفی ساداتی بالادهی)...